خط داستانی
رابرت وینرايت پس از شکستن قراردادش با شیطان میمیرد و این بدهی را به دختر جداشدهاش، مورگان، منتقل میکند. او به زودی خود را در یک چرخه بیپایان از ترس مییابد، زیرا به طرز وحشیانهای کشته میشود و بارها و بارها زنده میشود، هر بار بخشی از روحش را از دست میدهد. حالا او باید کشف کند که چرا این اتفاق میافتد و چرخه مرگبار را بشکند تا فرار کند.