خط داستانی
جون سُو می فهمد خواهر دوستش هی ئی گو پس از کلاهبرداری جایی ندارد و پیشنهاد می دهد با او زندگی کند تا آن ها مانند برادر و خواهر شوند اما چنین رابطه ای هرگز نمی تواند باشد. آن ها به یک دیگر نزدیک می شوند و جون سُو نمی تواند به خواب برود به این فکر که هی ئی جین تنها با دیوار از او جداست. می نا، دوست دختر جون سُو، تغییرات او را می بیند و جون سُو را در خانه اش فریب می دهد در حالی که هی ئی جین آن جاست. آیا می شود گفت این فریب از طرف دوست دختر است یا خواهر؟