گایاتری به عنوان مادر تنها از پسرش کبیر مراقبت کرده است. اما رابطهشان دچار cracks شده و گایاتری همیشه از گفتن پدر کبیر امتناع میکند. تماس کبیر تنها با عمهاش راادی که تدارک میشود. گایاتری و راادی کبیر را به مدرسه شبانهروزی میفرستند تا villagers او را از دیدهها دور نگه دارند. دیر یا زود دو پسر شیطان به نامهای دهاری و دهونگیا در مدرسه با هم آشنا میشوند و مدرسه با دیدن این دو تغییراتی را تجربه میکند.