خط داستانی
این داستان زن جوانی به نام آيگانیم است که در یک خانواده قزاق ارتدکس در جنوب قزاقستان به دنیا آمد. هنگامی که در کالجی در پایتخت قزاقستان دانشجو بود، پسری به دنیا آورد. بلافاصله پس از زایمان، خانوادهاش او را لعنت کردند و او و پسر نوزادش را به دلیل اینکه مادر مجردی بود، طرد کردند. پس از هفت سال، تیمور، پسرش، نتوانست تکلیف خود با عنوان «کشیدن شجرهنامه خانواده» را انجام دهد. آيگانیم تصمیم میگیرد به خانه والدینش بازگردد تا پسرش خانواده بزرگی داشته باشد. با وجود اینکه هر بار که میخواهد بازگردد، برادر بزرگترش او را کتک میزند، او بارها و بارها به خانه بازمیگردد.