خط داستانی
از آنچه که از کودکی به یاد دارد موجسواری می کند. در 13 سالگی، سایج به دلیل ترس ناشی از فرو رفتن در موج بزرگ فلج می شود. موج او را به تهِ دریا و بدون اکسیژن می کشاند تا تقریباً جان بدهد. با رفتن به آینده اما ترس او را از موج ها جدا نمی کند و در عین حال به صیفی گری در ساحل میپردازد و بیشتر از آنچه انتظار دارد پیدا می کند. این داستان پسری نوجوان است که با ترس رو به رو میشود.