خط داستانی
مادرش او را در کودکی رها کرد، بنابراین چارهای جز زندگی در خارج از جامعه نداشت. با این حال، او با ارادهای قوی بزرگ میشود تا دوباره با او دیدار کند. نگران این است که ممکن است او در فقر زندگی کند، بنابراین پولش را پسانداز میکند تا به او کمک کند، اما متوجه میشود که او با ثروت و موقعیت اجتماعی ازدواج کرده و هیچ قصدی برای دیدار با پسر یاکوزای طرد شدهاش ندارد...