خط داستانی
«نوک، نوک، نوک» داستان هانا را دنبال میکند، یک زن جوان که خود را در یک اتاق کوچک جعبهمانند حبس کرده است. او از طریق دیوارهای نازکی که او را از همسایگانش جدا میکند، با جهان خارج ارتباط برقرار میکند. هانا مدام با افکار مرگ درگیر است، تا اینکه با یک مرگ غیرمنتظره روبرو میشود.