داستان درباره زنی جوان به نام می است که توسط فردی که خود را اماشیل مینامد نجات یافته است. او خاطرهای مبهم دارد، اما پس از فوت تصادفی والدینش، راهیتو از نسل خدمتکاران برجسته به خدمتگزار او گمارده میشود. زندگی عادی به کلی دگرگون میشود و مییابد که وارث ثروتی است و به مدرسه دختران سنت لوسیا فرستاده میشود، جایی که همه دانشآموزان خدمتکار دارند. دوست دوران کودکی او کنتو تصمیم میگیرد در مدرسه خدمتکاران ثبتنام کند تا نزدیک او بماند.